حسين قرچانلو
31
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
رفت و سپس به جانب مشرق راند و متوجه تدمر شد . تدمريان در كنار نهر عاصى نزديك انطاكيه شكست خوردند . روميان از بيابان گذشتند و متوجه شهر تدمر شدند ؛ زنوبيا را عزيمت سست شد و براى طلب كمك نزد ايرانيان شتافت ؛ ولى روميان در پى او رفتند و اسيرش كردند و به اين ترتيب ، در سال 273 م تدمر مسخّر روميان شد . سال بعد ، تدمريان سر به شورش برداشتند ، ولى اورليانوس با سرعتى بيش از انتظار بر سر ايشان تاخت و شهر را گرفت و ويران كرد . « 1 » تدمر هنگام ورود اسلام به بادية الشام ، ويران بوده است . بلاذرى مىنويسد : اوس بن ثعلبة بن رفى ، از طايفه بنو تيم الله ، هنگام عبور از تدمر دربارهء دو بت آن شهر شعرى سروده است : اى دو دختر تدمرى مرا خبر دهيد ، هنوز از بسيار به پاى ايستادن ملول نگشتهايد ، روزگاران از پى روزگاران و سالها از پى سالها بر كسان شما بگذشته است . « 2 » ابن خرداذبه از تدمر جزء نواحى حمص نام برده است . « 3 » يعقوبى در وصف تدمر مىنويسد : شهرى است كهن و شگفتبنيان كه در اثر بسيارى عجايب آثار كه در آن است ، گفته مىشود سليمان بن داود پيامبر ( ع ) آن را بنا كرده است و مردم آن از قبيلهء كلبند . « 4 » با توجه به گفتار ابن خرداذبه و يعقوبى به نظر مىرسد كنار يا نزديك خرابههاى شهر قديم تدمر ، روستا يا قصبهاى به اين نام بوده است . به نوشتهء ابن فقيه ، تدمر شهر شگفت بنيانى است كه صورتها و عكسهاى فراوان در آن است . . . در آن شهر كاخها و طاقها و اتاقها و ايوانها و غير آن وجود دارد و كف اتاقها ( حجرهها ) و ديگر جاها از سنگهاى يكپارچه است و تا به امروز [ زمان ابن فقيه ] اين آثار باقى است . در آنجا صورت دو كنيز سنگى از باقيماندهء صورتهاى قديم است كه شعرا دربارهء آنها اشعارى سرودهاند . « 5 » به نوشتهء مقدسى ، تدمر براى شهرهاى سليمان بن داود ( ع ) همچون كرسى ( پايتخت ) بوده است . « 6 » گفتهء صاحب حدود العالم كه مىگويد ،
--> ( 1 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ؛ ص 22 و 25 - 26 . ( 2 ) . فتوح البلدان ؛ ص 498 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 58 و مسالك و ممالك ؛ ص 15 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 103 - 104 . ( 5 ) . مختصر كتاب البلدان ؛ ص 110 . ( 6 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 220 .